تبليغاتX
دوباره دل هوایه با تو بودن کرده ....



سلام دوستان گلم از این که به وبلاگ خودتون سر زدید سپاسگذارم

خوب من دیگه تو این وبلاگ مطلب نمیذارم و یه وبلاگ زدم به عنوان زیبای های اصفهان

اگه دوست داشتید اونجا در خدمتیم سر بزنید و نظراتتون رو هم بگید ممنون میشم.

دوستدار شما حاج قدرت اله

راستی آدرس سایت یادم رفت :

>>> زیبایی های اصفهان<<<

+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/05/09ساعت 7:18 بعد از ظهر توسط حاج قدرت الله |



اگه با تموم اين خاطره ها
تو همين دفتر عشق جام بيزاري بعد اون ديگه نه من مال من
نه تو تکيه گاه اين شکستگي
بيا عاشق بمونيم کنار هم
نگو از اين نرسيدن خسته ام
نگو از اين نرسيدن خسته ام ما به هم نمي رسيم آخر بازي همينه
آخر عشق دوتا خط موازي همينه
ما به هم نمي رسيم
من و تو مثل دو تا خط موازي مي مونيم
که توي دفتر عشق اسير شديم
نرسيديم به هم آخر شب
تو همون دفتر کهنه پير شديم
با هم و کنار هم روز ها گذشت
دستاي من نرسيده به دست تو
مي دونم که ما به هم نمي رسيم
اگه با شکست من شکست تو
اگه من بشکنم،تو بي خيال
بگذري و تنهام بذاري
+ نوشته شده در چهارشنبه 1385/11/11ساعت 2:49 بعد از ظهر توسط حاج قدرت الله |



زمينه التفات، شناخت است. آدمي ‌به خاطر شناختي که به ديگري دارد، به او محبت مي‌كند؛ بنابراين، هرچه دامنه شناخت انسان به ديگري بيشتر باشد، ميزان مهرورزي او نيز بيشتر خواهد بود. ما ديگران را دوست داريم، چون آنان را به‌اندازه کافي مي‌شناسيم. اغلب كساني كه پيرامون ما هستند، كساني هستند شبيه ما با ويژگي‌هايي که کم و بيش در خود سراغ داريم.
نوع برخورد و نگاه ما نيز به همه آنها (با اندکي شدت و ضعف) يکسان و به يک اندازه است، اما گاهي پيرامون ما، افرادي متفاوت از جمع ما يافت مي‌شوند. گاهي اشخاصي با مروت بسيار، فداکار و دانش سرشارند وگاه اولياي خدا، قديسان و قهرمانان فراروي نگاه ما هستند. ما هر دو اين دسته را دوست داريم، چراکه خود آنها دوست داشتني هستند. درواقع، دوستداري آنان، دليل نمي‌خواهد، اما بي‌علت هم نيست. گاه ما با نيازي که به آنان و احساس ضعفي که در خود داريم، مجذوبشان مي‌شويم كه البته‌اين احترام و توجه، گاه شکل پرستش و محبت بيش از اندازه به خود مي‌گيرد.

امام حسين (ع) از معدود انسان‌هاي تاريخ است که هم قديس بود و هم قهرمان. در اينجا مراد از قديس، کسي است که همه دوست داشتني‌هايش را براي اخلاقي زيستن فدا مي‌کند و منظور از قهرمان نيز کسي است که همه ترس‌هاي خود را براي اخلاقي زيستن از بين مي‌برد. (1) قدر قداست و نيز قهرمانانه مردن او و خاندانش چنان در اوج است که آدمي، ‌بي‌اختيار شيفته و مجذوبشان مي‌شود و براي اظهار اين علاقه‌مندي، شيوه‌هاي بسياري را پيشه خود مي‌سازد. هرچند اين کار نيکو و شايسته است، از يک آفت نيز در امان نيست و آن، کم شدن ميزان شناخت انسان به عمق اين حماسه و آشنايي با پيام واقعي آن است. در صورت تداوم اين روند، ما کارکرد عملي و الگويي عاشورا را از دست خواهيم داد و اين، چيزي است که با هدف و انگيزه اصلي قيام حسيني منافات دارد. در اين نوشتار و به اختصار، ريشه‌هاي محبت صرف و ضرورت معرفت بيشتر نسبت به حماسه حسيني، مورد کنکاش قرار گرفته است.

درآمد:
تاريخ پر از طراوت تکرار حماسه‌هاي سرخ است و قربانگاه‌هاي عدل و فضيلت بسيار ديده است؛ رخدادهاي وخيمي‌که به واسطه مواظبت از حرمت‌هاي قومي‌ و قبيله‌اي، نژادي و زباني و يا ناموسي و اقليمي ‌در تاريخ رخ نداد. همه آنها اما در گذر زمان به تاريخ پيوستند و تنها رخداد تاريخي شدند. طرفه تحرکي بود اگر مي‌توانست مجال اين را ندهد که تاريخ مصرفش بگذرد و لازمه آن، اين بود که کاري فراتر از انگيزه‌هاي قومي‌ و قبيله‌اي، نژادي و زباني و يا ناموسي و اقليمي ‌باشد. برنامه‌اي که در آن نه به انسان اين مکاني و اين زماني که بتواند به انسان بينديشد و چراغي فراروي نگاهش روشن نگاه دارد تا با آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرد. چنين قيامي ‌است که امکان آن را مي‌يابد تا چونان گوهري تابناک بر تارک تاريخ بدرخشد و سنگ نشاني شود تا آدمي‌ راه راستي را گم نکند و حماسه خونبار حسيني اين‌گونه بوده است.
عاشورا ضمن اين که رستاخيز احساسات ناب انساني است، آبروي همه ‌آزاديخواهان روي زمين هم هست. عاشورا، نه يک اتفاق تاريخ اسلام و عرب که آشوب درون هر انسان مسئول است. نشان به آن نشان که قافله‌سالار اين قوم برگشته از يک حج نيمه تمام گفت: «آي آدم‌ها، اگر دين نداريد، لااقل آزاده باشيد و کار من در آن قيام، سرمشق شماست».

سطح و دامنه ماندگاري آن روز واقعه، باور نکردني است، هرچند اين همه سال تعزيت و عزاداري، معمولا در خور شأن و منزلت واقعي آن نبوده و نتوانسته در ژرفاي پيام واقعي عاشورا کاوش کند، ولي با اين حال، هنوز و تا هميشه تاريخ آن حماسه زنده و پابرجاست. ضمن اين که قدرت عجيبي در پيوند و وفاق اجتماعي دادن به مردم داشته و دارد. تشکيل اجتماعات، ايجاد دسته‌جات و هيئات، اداي نذرها و ترويج ساير برنامه‌هاي اجتماعي، کمترين تأثير اين حماسه است که البته همه‌اينها در روحيه بخشي و هويت‌دهي به جهان تشيع بي‌اثر نبوده است. همواره هم به واسطه بار احساسي و حماسي بالاي آن، برداشت‌هاي ايدئولوژيکي از آن شده و از اين رهگذر، حکومت‌هاي اسلامي ‌مختلفي نيز تأسيس شده است. (2) براينها بيفزاييد روايت عشق و عاطفه برادري وخواهري، جدال خير و شر، ارزش غيرت و جوانمردي، حرمت نهادن به خانواده، سفارش به خوبي‌ها، فضيلت صبر و شکيبايي و بسيار آموزه‌هاي ناب اخلاقي ديگر که در فرهنگ عاشورا موجود است.

معرفت حماسه حسيني:
حماسه حسيني، از يک سو ايثار شهادت‌گونه عاشقانه‌اي است که براي هميشه به صورت والاترين ارزش اخلاقي در رفتار انساني در عالم باقي خواهد ماند و از سوي ديگر، حرکتي عاقلانه و دورانديشانه‌اي است که شخصي مسئول در برابر يک بي‌عدالتي سيستماتيک انجام داد. (3) با اين حال و در تاريخ، برق غيرتش چشم عقل و منطق را زده است و خلق چنان به تعزيتش نشسته‌اند که چندان فرصت معرفتش را نداشته‌اند. گفتن ندارد اگر بگوييم که در همراهي با اين کاروان کوچک، پاي استدلاليان چوبين است. چه‌اين که ضمن وجود يکسري موانع عاطفي که از آنها در برانگيختن حس ترحم ديگران براي اين اتفاق استفاده شده است، متأسفانه، آنچه از اين قضيه به دست ما رسيده، اغلب با موازين درست تاريخ نگاري حاصل نشده است. بيشتر چيزهايي از آن به ما رسيده که روايتگرانش خوش داشته‌اند ما آنها را به ياد داشته باشيم. (4)

تاريخ حماسه حسيني به شدت نقلي و روايتي بوده و عنصر سوگ و گريه چنان بر آن سايه ‌انداخته است که مجال زيادي به تحليل و تأمل درباره آن نداده است. مختصر تامل درباره آن نيز کمتر به واسطه منابع دست اول مکتوب و بيشتر از طريق تکايا و روضه‌ها و نوحه‌ها انجام شده است. تداوم اين وضع، تا آن زماني که جامعه در فضاي تک بعدي ما قبل عصر ارتباطات و اطلاعات سير مي‌کرد، شايد حساسيت زيادي نداشت، چرا که بيشتر جامعه را طبقه عوام تشکيل داده بودند و براي همين، شک و پرسش کمتري در امور معنوي و تاريخي به ذهن آنها خطور مي‌کرد. براي مردم اين گفته پيامبر کفايت مي‌کرد که: «حسن و حسين، فرزندان من هستند؛ خواه بجنگند و يا صلح کنند.» تا ضمن زدن مهر تأييد بر حرکت آنها به خاطر معصوميتشان، بي‌اعتنا به تأمل جدي درباره چند و چون اقدامات آن بزرگواران بشوند؛ بنابراين، اغلب اين وقايع را به نحو سربسته مي‌پذيرفتند و همچنان به ستايش و پرستش آنها مي‌پرداختند، اما براي آن که دينداران از اين وقايع درسي تازه بياموزند، هنوز زمان لازم بود تا نوبت تحليل و تفسير اين وقايع برسد.

خوشبختانه ما در عصري و جامعه‌اي زندگي مي‌کنيم که شاهد خوانش و کاوش جدي در ماهيت قيام عاشورا هستيم. متفکران هم عصر ما، توجهات تازه و تأمل برانگيزي در اين باره داشته‌‌اند. استاد مرتضي مطهري، دکتر علي شريعتي و مرحوم نعمت‌الله صالحي نجف آبادي، از جمله کساني بودند که در زمينه معرفت حماسه حسيني، تأملات چشمگيري از خود نشان داده‌اند. در اين مجال اما فرصت و حوصله نقد و بررسي ديدگاه‌هاي ايشان نيست، براي همين، فارغ از مشخصه‌ها و تفاوت‌هاي فکري هرکدام نسبت به فلسفه عاشورا، يک نکته برجسته و مشترک در همه ‌اين نظرات وجود دارد و آن ضرورت معرفت و مطالعه حماسه حسيني است. اين ادعا، آنگاه فوريتي دوچندان مي‌يابد که بدانيم درنقل و روايت اين حماسه، متاسفانه تحريفات بسياري صورت گرفته است. در اين ميان، پيش از آن که بر عظمت و ماهيت قيام امام حسين (ع) تأکيد و توجه شود، بر شدت و حدت ظلم ظالمان و سپاه مقابل ايشان تأکيد شده است. اين رويارويي ساده با آن واقعه پيچيده، شايد تا پيش از اين، اشکالي نداشت و حتي ضرورت هم داشت. در آن روزگاران و در برابر حضور و نفوذ گسترده دولت‌هاي مستبد و مسلمان، نمايي مثل امويان و عباسيان، استفاده از نمادهاي عاطفي و احساسي تاريخ عاشورا براي گرم نگه داشتن کوره انتقام و مقابله شيعيان تا رسيدن به يک فرصت مناسب، لازم بود.

امروزه اما فضا عوض شده است. ديگر، ضمن اين که شيعيان در اقليت و تنگنا نيستند، همچنين براي خود قوتي پيدا کرده‌اند و صاحب نام و نشان و هويت و حکومتي شده‌اند که حتي توان رقابت با ديگر نظام‌هاي سياسي و فکري را نيز يافته‌اند. ما در زمانه‌اي زندگي مي‌کنيم که اغلب مردم به عوام زدگي، خرافات و تحريفات در وقايع تاريخي بزرگي مثل قيام عاشورا، وقعي نمي‌نهند. امروزه ديگر نسل جوان و نوجوان نمي‌تواند و نمي‌خواهد فلسفه عاشورا را صرفا با بلندگوهاي تکايا و هيئات بياموزد. الان ديگر فهم و درک عالمانه و محققانه قيام عاشورا در در وحله نخست اهميت دارد که آدمي ‌بداند کجا مي‌ارزد تا جانش را فدا کند. در صورت تأمل جدي در اين موضوع، (و همچنان که در آغاز اين نوشتار به آن اشاره شد)، قطعا نوع التفات و احترام ما به ‌اين واقعه هم صورتي تازه به خود خواهد گرفت. در آن صورت، محبتي تازه نسبت به ‌اين حماسه احساس مي‌کنيم که بر پايه معرفتي نو بنا شده است.

محبت حماسه حسيني:
مهرورزي به شخصيت امام حسين(ع) چيز عجيبي نيست، چرا که ‌ايشان به قدر کافي دوست داشتني هستند. آدمي ‌در گريه کردن بر اين مصيبت بزرگ نيز هم ناگزير است از بس که ‌اين واقعه جانسوز است. ضمن اين که انسان بايد فارغ از غم‌هاي کوچکي که او را در بر گرفته‌اند، با غم قابل و بزرگي دمساز شود تا باعث رونق و روشني دل و دماغ او شود. همه ‌اين‌ها تا آنجا شايسته و پسنديده است که صرفا به خاطر خود محبت خلاصه نشود و گريه براي گريه نباشد. به عبارت ديگر، منجر به ‌اين نشود که ما، در عوض پاسداري از پيام حماسه عاشورا، به عزاداري بر حماسه سازان آن بسنده کنيم. جامعه شيعه و ايراني در تاريخ و به خاطر عوامل گوناگوني از تبليغ شعارهاي عاشورا بازماند. در مقابل به درج و نشر يکسري تحريفات در اين حماسه کمر بست که باعث وقفه در عملي شدن شعارهاي عاشورا شد. استاد مطهري، عوامل موثر در بروز اين تحريفات را، اضافه بر دشمني و غرض‌ورزي دشمنان، حس اسطوره‌سازي مردم و دوستي دوستان که در همه وقايع جهاني مشترک بوده و هست، يک عامل خصوصي را نيز در پيدايش تحريف در واقعه عاشورا دخيل مي‌داند و آن نوعي سوءاستفاده و بد برداشت کردن از سفارش اولياي دين به اقامه عزاي حسيني و زنده نگاه داشتن نام و ياد اوست که به تدريج، سبب شد برخي مرثيه‌خوان‌هاي حرفه‌اي پيدا شوند و کم کم مرثيه‌خواني هم يک فن و هم وسيله امرار معاش شود. با اين توجيه که چون گرياندن براي امام حسين(ع) اجر و ثواب دارد، پس به حکم قاعده، «هدف، وسيله را مباح مي‌کند». از هر وسيله‌اي مي‌توان در اين جهت استفاده کرد. در ادامه ‌اين روند است که واردکردن جعل و دروغ در اين زمينه در نگاه عده‌اي، مشروع وکم کم رايج مي‌شود. (5)

به همين خاطر است که مي‌بينيم در تاريخ، پس از انقلاب عاشورا، پدران و مادران و اجداد ما، براي حسيني ماتم گرفته‌اند که در شب عاشورا و فارغ از خيال فردا، براي قاسم نوجوانش مجلس عروسي مي‌گيرد، براي حسيني گريسته‌اند که در روز عاشورا، جنيان به کمک و حمايتش آمده‌اند، آنها براي مرگ حسيني عزا گرفته‌اند که روزي که کشته شد، هر سنگي را در هر نقطه‌اي از زمين که برمي‌داشتند، از زير آن خون تازه مي‌جوشيد، براي حسيني گريه کرده‌اند که وقتي متولد شد، جد و مادرش برايش گريستند، چون مي‌دانستند روزي روزگاري به طرز فجيعي و با لب تشنه و تنها در صحرايي خشک شهيد خواهد شد. همه ما اين موارد و نظاير آنها را در خلال روضه‌ها و نوحه‌ها بسيار شنيده‌ايم. در همه ‌اين‌ها، عنصر اسطوره‌سازي بسيار قوي است، همچنان که «ويل دورانت» مي‌گويد: «دين هر چه اسطوره‌اي‌تر باشد، دين‌تر است ». (6)

هدف مروجان اين وضع نيز، بيشتر تحريک عواطف مردم بوده است، چرا که از اين راه، مردم با يک امر ماوراي طبيعي، فوق بشري و سرشار از رمز و راز روبه‌رو مي‌شدند که براي خاضع کردن عقل و قانع نمودن دل بسيار مؤثر و نافذ بود. در حالي که عاشورا اين نيست که با تلاش شماري منبري و مداح حرفه‌اي، مردم را در يک روز معين به سر و سينه زدن وادارند و در معابر روان سازند. عاشورا، پرچم اجراي عدالت است و اگر شيعه کوتاهي نکرده بود و آن را به جهانيان شناسانده بود، امروز عاشورا همه محيط‌هاي انساني را با عدالت و انصاف آشنا کرده بود. (7)

چه بايدکرد؟
پس از چهارده قرن، هنوز همه ما زخمي‌ آن روز واقعه هستيم. اين همه سال قاعدتا در خاموشي و به فراموشي سپردن يک رويداد تاريخي کفايت مي‌کند. در حالي که مي‌بينيم هر چه هم زمان مي‌گذرد، خاطره عاشورا پرشورتر، پررنگ‌تر و باروح‌تر در هر زمان و مکان و ذهن و زباني، جلوه‌گري مي‌کند. راز اين مانايي، هم در هيبت و عظمت عاشورا و هم در نياز و تمنايي است که مردم به ‌اين مکتب انسان‌ساز احساس مي‌کنند. روشن است که حتي بي‌عنايت و حمايت ما، اين حماسه سترگ، قادر به حفظ ثبات و اقتدار خود در ذهن و زبان خلق خواهد بود، اما استفاده کردن و فيض بردن از درس‌هاي حيات‌بخش عاشورا، ديگر وظيفه ماست. به جاي آن که هر ساله چند شب پيش از عاشورا نوحه‌خواني کنيم و آغاز حماسه کربلا را از روز تاسوعا بدانيم و تا عصر عاشورا ختمش كنيم، بايد چشم‌ها را بشوييم و جور ديگر ببينيم.

اکنون ديگر نه تنها بر مرگ حسين و يارانش، که لازم است بر اين شيوه ماتم‌سرايي خويش نيز ماتم بگيريم. به راستي، کدام آدمي ‌است که (فارغ از شيعه و يا سني بودنش) قصه جانسوز کربلا را بشنود و بغض راه گلويش را نبندد؟ هدف اگر گريه و اندوه محض باشد، مگر نخستين چشم‌هايي که بر اين واقعه گريستند، همان کساني نبودند که حسين و يارانش را به شهادت رساندند؟ البته که نوع نکوداشت و عزاداري حسيني بايد پر شور برگزار شود، اما باور کنيم که شور بدون شعور هم ارزشي ندارد. يادمان باشد ما در فضاي دين و مذهبي تنفس مي‌کنيم که معرفت پرور، فلسفه دوست و دانش محور است و همين زمينه خوبي است تا برگ برگ صفحات تاريخش را که اتفاقا عاشورا سرآمد همه آنهاست، موشکافي و بازخواني کنيم و در کنار «تجليل» از آن، به «تحليل» آن نيز همت گماريم و نخواهيم که براي فرار از وظيفه دشوار امر به معروف و نهي از منکر و شانه خالي کردن از بار تعهد و مسئوليت در چگونه زيستن، ياد و خاطره حماسه حسيني را چنان سطحي و کم عمق نشان دهيم که از آن، تنها به تحريک عواطف و احساسات مردم بسنده کنيم. نخواهيم که ضمن برپايي هماره عزاداري‌هاي مرسوم، هزينه کردن در شکل و شمايل هيئت‌ها، تهيه نمادهاي تزييني، گرياندن وگريستن ضمن نوحه‌ها و روضه‌هاي غيرمستند و سرانجام، تبديل کردن قافله‌سالار کربلا به فيلتري براي عبور از يوم‌الحساب، به فروع قضيه توجه و از اصل آن دور شويم.

فراموش نکنيم که در زنده نگاه داشتن ياد و خاطره عاشورا، دانش کم خطرناک است. در هنگام عزاداري حسيني، ما نه تنها در برابر وجدان خويش که در برابر نسل جوان و نوجوان نيز مسئوليت داريم که آنچه مي‌کنيم و مي‌گوييم، بر پايه مستندات و واقعيات تاريخي باشد، چراکه ميزان ضرباتي که در تاريخ از ناحيه دوستان بر اين حماسه رسيده، بيش از ضرباتي است که درآن روز واقعه از ناحيه دشمنان به حماسه‌سازان آن وارد شده است. در اين مسير، البته همه موظف و مسئوليم، خاصه جماعت معلمان که حاملان و مروجان فرهنگ جامعه هم به شمار مي‌روند. با اميد به آن که پيام‌رسانان و عاملان خوبي براي شعارهاي عاشورا باشيم.

حسن ختام اين گفتار را کلام مشهور و محبوب دکتر شريعتي قرار مي‌دهيم که:
«آنان که رفتند، کاري حسيني کردند و آنها که ماندند، بايد کاري زينبي کنند، وگرنه يزيدي‌اند». (8)

پي‌نوشت‌ها:
1ـ مليکان، مصطفي/ عاشورا در گذار به عصر سکولار/ انتشارات کوير/ تهران/ 1383/ ص230.
2ـ محمدي، مجيد/ همان/ ص208.
3ـ سروش، عبدالکريم/ قمار عاشقانه/ انتشارات صراط/ تهران/ 1379/ ص165.

4ـ ملکيان، مصطفي/ همان/ ص227.
5ـ مطهري، مرتضي/ حماسه حسيني/ جلد سوم/ انتشارت صدرا/ تهران/ 1365/ ص281.
6ـ سروش، عبدالکريم/ همان/ ص145.

7ـ حکيمي، محمدرضا/ عاشورا، مظلوميتي مضاعف/ انتشارات دليل ما/ تهران/ 1382/ ص32.
8ـ شريعتي، علي/ حسين وارث آدم/ انتشارات قلم/ تهران/ 1367/ ص208.

 

 

منبع:http://www.baztab.com/news/58056.php

+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/11/05ساعت 2:15 بعد از ظهر توسط حاج قدرت الله |



ای که به عشقت اسیر، خیل بنی آدمند...............................سوختگان غمت با غم دل خرمند

امروز داشتم وبلاگ دوست خوبم حسین رو می خوندم. طبق معمول من هر وقت به این وبلاگ سر می زنم، تا چند ساعتی گیج و منگم. دیگه ببینین اوشگول گیج و منگ چی می شه!! خدا بخیر کنه. امروز هم متنش خیلی قشنگ و دلنشین بود. من فقط می خوام یه مقداری از احساساتمو در موردش بنویسم. بنابراین این متنی که می نویسم اصلا جنبه نقد نداره. صرفا شاید یه نگاه دیگه ای باشه. حتی نه یک نگاه متفاوت.

احساس و برداشت من از قیام امام حسین یه جریان سیاله. یه بازه تاریخی بزرگ تر از ۱۰ روز که اگه فقط بخوای ۱۰ روزشو ببینی مثل یه فیلمی می شه که فقط بخوای یه سکانس شو ببینی. حتی اگه اون سکانس اصلی فیلم باشه و این کار درستی نیست. بذارین من از این مطلب عبور کنم چون هم احتیاج داره که خودم بیشتر راجع بهش فکر کنم و هم مطلبم خیلی طولانی می شه. پس می رم به سکانس اصلی. روز عاشورا.

من خودم عاشق عزاداری های امام حسینم و به هیچ وجه نمی خوام عزاداری امام حسین رو به هر شکلی که هست زیر سؤال ببرم چون اصلا صلاحیت این کار رو ندارم و البته اینکه در یک فرصت مقتضی باید به نقد عالمانه اون هم پرداخت رو به هیچ وجه نفی نمی کنم و طالبشم. ولی اون چیزی که خیلی منو متأثر می کنه اینه که ما شیعیان خیلی به جنبه تراژدیک این واقعه توجه کردیم و اکثریت کتاب ها و بحث هایی که در مورد امام حسین هست، حول محور همین نگرش به واقعه عاشورا می چرخه. درنوع خودش این توجه هیچ اشکالی نداره چون به هر حال توجهه و توجه، آغاز نزدیکیه ولی به شرطی که این توجه ما رو از دیدن کل ماجرا محروم نکنه که اگه اینطور بشه، یک عارضه ست. یه نگاهی به کتاب حماسه حسینی شهید مطهری بندازین تا منظورم آشکارتر بشه.

قطعاً واقعه عاشورا یک واقعه بسیار غم انگیز در تاریخ اسلام بوده و "مصیبة ما اعظمها و اعظم رزیتها فی الاسلام و فی جمیع السموات و الارض" ولی این فقط یک روی ماجراست. ماجرایی که روی دیگه اش زیباییه. حسنه. تجلی صفات جمالیه خداونده. عظمته. نمایش یک روح بزرگ انسانیه. این جاست که می فهمی چرا خدا می گه " انی جاعل فی الارض خلیفه". چرا فرشته ها باید سجده کنن و اون چیه که فرشته ها نمی فهمن که می گه "انی اعلم ما لا تعلمون".

اون چیزی که منو مجذوب کرده یه جواب چهار کلمه ای حضرت زینبه تو کاخ یزید. ایشون در جواب یه سؤال آزار دهنده که می گه "چه دیدی؟" می گه " جز جمیل چیزی ندیدم" و من دیوونه همین جمیلم. می خوام چشم ها مو پاک کنم و جور دیگر ببینم. من می خوام بفهمم که این جمیل چیه؟ و چه جوری می شه دیدش. زینب! تو واقعا چی دیدی؟ آخه می گن تا روز قبل از عاشورا تو خیلی بی تابی می کردی. اینقدر که همون روز قبل، تو آغوش امام از حال می ری. پس از صبح تا عصر چه دیدی که جز زیبایی نبود؟ چه دیدی که اون صلابتی رو به تو داد که تو کوفه از حنجره تو صدای علی شنیده می شد؟ چه دیدی که روح تو رو اینقدر عظیم کرد؟ من کورم. نمی بینم. اسیر خودمم. تو بگو. اشک های من! امانم بدین تا بنویسم. من بزرگ نیستم که برام توضیح بدی. من دستتو می خوام. که بهش تکیه کنم. که بایستم. که راه برم. مگه این روش شما ها نیست که دست بگیرین؟ دست مرا بگیر. مرا با خود ببر. خسته ام از این کویر. دیگه نمی تونم...

مطرب مهتاب روی، آنچه بدیدی بگوی ...

" اللهم ارزقنا شفاعة الحسين يوم الورود وثبت لنا عندك قدم صدق مع الحسين و اصحاب الحسين الذين بذلوا مهجهم دون الحسين عليه السلام"

+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/11/05ساعت 2:4 بعد از ظهر توسط حاج قدرت الله |



قبل از اينكه اكانت هارو بهتون معرفي كنم بهتون يه توصيه برادرانه ميكنم :

اگه هر چقدر هم گوگل رو زيرو رو كني به جز اينا اينترنت رايگان گيرت نمياد.بقيش سره كاريه.

اگه ميتوني از همينا استفاده كن وگرنه بيخيالش شو.

خوب بريم سر اينترنت رايگان.....

نام شبكه شارح

Username : shareh

Passsword : shareh

شماره اتصال به شبكه : 7742167

***

نام سايت صبح

Username : sobh

Password : sobh

شماره اتصلا به شبكه : 6422889

***

نام شبكه اطلاع رساني دانا

Username : dana

Password : dana

شماره اتصال به شبكه : 8808406

***

نام ايسنا

Username : news

Password : news

شماره اتصال به شبكه : 6480427

***

اينترنت رايگان از2 تا 6صبح

username : freepardis
password : pardisonline

tel : 9713202

***

از ساعت 2 تا 5 بعد از ظهر هر روز از اينترنت استفاده كنيد

User Name:sis_geust

در محل Password چيزي ننويسيد

Network TeL:7637939

***

 نام شبكه رشد

Username : roshd

Password : 1379

شماره اتصال به شبكه 7512212

***

نام شبكه تبيان

Username : public

Password : public

شماره اتصال به شبكه 9718733

اين يكي هم همون طبيانه ولي فقط براي اصفهانه

Username : tabyannet

Password : tebyannet

Tell : 9718227

***

نام شبكه اكسير

Username : elixir

Password : elixir

شماره اتصال به شبكه:8890960

***

نام بانك تجارت

Username : tejarat

Password : tejarat

شماره اتصال به شبكه :8893636

خدمات : ايميل اينترانتي رايگان و

***

نام سايت خبري ايرنا

Username : irna

Password : irna

شماره اتصال به شبكه : 8890000

***

نام روزنامه همشهري

Username : u06077

Password : h07706

شماره اتصال به شبكه : 2049006

***

نام شبكه استاندارد

Username : guest

 Password : guest

شماره اتصال به شيكه : 8896386

***

نام رادين

Username : radinnet

Password : radinnet

شماره اتصال به شبكه : 8289046

***

نام اداره مغابرات

Username : guest

Password : guest

شماره اتصال به شبكه : 9712011

 

نام :    سايت معدن

ادرس اينترنتي      http://www.gsi.org.ir/

براي گرفتن  UsernameوPassword  به سايت مراجعه كنيد

 

نام :     ارديبهشت

ادرس اينترنتي     http://www.ordibehesht.net/

براي دريافت Usename  وPassword باشماره 2210704 تماس بگيريد

 

 

نام :      فارانلاين

ادرس اينترنتي     http://www.faronlone.net/

براي گرفتن  Usernameو  Passwordباشماره تلفن2067979 تماس بگيريد

 

 

 

نام :   ايسنا

سايت اينترنتي   http://www.isnagency.com/

Username:news-Password:news

شماره اتصال به شبكه:6480427

خدمات:اخباردانشجويي و..................

نام :    شهرداري منطقه6

ادرس اينترانتي        http://www.tarhtmr6.org/

براي دريافت Username  وPassword  باشمارههاي 8063230 و 8063487 تماس بگيريد

 

نام :      اسناد ومدارك علمي

ادرس اينترنتي      http://www.irandoc.ac.ir/

براي گرفتن  Username و Password باشمارههاي 6951430(10خط) تماس بگيريد

 

نام :     اداره مخابرات

ادرس اينترنتي       http://www.tct.ir/

Username:guest

Password:guest

شماره اتصال به شبكه:9712011

+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/11/05ساعت 1:50 بعد از ظهر توسط حاج قدرت الله |